>
بازی Grand Theft Auto V (جیتیای ۵) برای سالها به عنوان استانداردی عمل کرد که تعریف دنیای باز را در صنعت گیم تغییر داد. با این حال، تکامل این سبک متوقف نشد و در طول دهه گذشته، آثار متعددی عرضه شدند که توانستند از نظر فنی، روایی یا گیمپلی، مرزهای جدیدی را جابهجا کنند. برای بسیاری از بازیکنان، پیدا کردن بهترین بازی برتر از GTA 5 ممکن است دشوار باشد، اما ما در موجوجم با بررسی امتیازات وبسایت اوپنکریتیک، دیدگاه جالبی درباره بازیهایی پیدا کردیم که توانستهاند از نظر منتقدان، نمرهای بالاتر از ۹۲٪ (میانگین نمره جیتیای ۵) کسب کنند.

وقتی به متال گیر سالید ۵: د فانتوم پین (Metal Gear Solid V: The Phantom Pain) نگاه میکنیم، با یکی از جسورانهترین تصمیمات هیدئو کوجیما (Hideo Kojima) روبهرو هستیم. جدایی بحثبرانگیز او از کونامی (Konami) شاید هنوز برای طرفداران پذیرفتنی نباشد، اما این بازی یکی از بهترین وداعها با این مجموعه بود. انتقال ساختار خطی متال گیر به یک تجربه جهان-باز در ابتدا با تردید مواجه شد، اما گذر زمان نشان داد که این تغییر در بلندمدت موفقیتآمیز بوده است. گیمپلی این اثر ترکیبی از مخفیکاری و محیطهای پویا است که لایههای متعددی از استراتژی را به بازیکن تحمیل میکند. البته برخی منتقدان معتقدند داستان بازی به دلیل مسائل تولیدی ناتمام ماند، اما از نظر مکانیکهای بازی، این اثر همچنان یکی از پیشروترینها است.
در مقابل، ویچر ۳: وایلد هانت (The Witcher 3: Wild Hunt) نشان داد که چگونه میتوان عناصر عمیق نقشآفرینی را با یک دنیای وسیع ترکیب کرد بدون اینکه هویت بازی در مسیر تبدیل شدن به یک اثر اکشن سطحی گم شود. پیش از این نسخه، مجموعه ویچر آثار موفقی داشت، اما گرالت (Geralt) در نسخه سوم به تکامل رسید. بازطراحی سیستم مبارزات و ارائه روایتهای جانبی که هر کدام به اندازه داستان اصلی کیفیت داشتند، باعث شد تا این بازی به یکی از کاندیداهای اصلی برای عنوان بهترین بازی برتر از GTA 5 تبدیل شود. پایداری کیفیت روایت در تمام طول بازی، نقطه قوت اصلی ویچر ۳ است که کمتر در بازیهای جهان-باز دیگر دیده میشود.
اگر بخواهیم درباره الدن رینگ (Elden Ring) صحبت کنیم، باید ابتدا به بسته الحاقی سایه درختی اردتری (Shadow of the Erdtree) اشاره کنیم. این محتوای تکمیلی بهقدری باکیفیت بود که بحثهای زیادی را درباره جایگاه بستههای الحاقی در مراسمهای جایزه بهترین بازی سال ایجاد کرد.

الدن رینگ در واقع منطق بازیهای سولز-لایک (Souls-like) را در مقیاسی بسیار بزرگتر اجرا کرد. در این بازی، مبارزه با باسها صرفاً یک چالش نیست، بلکه ابزاری است که بازیکن را به کشف مسیرهای جایگزین در مپ تشویق میکند. این آزادی عمل در کنار روایت رازآلود، باعث شد تا ساختار سنتی اکتشاف در دنیای باز تغییر کند. هرچند سختی بیرحمانه بازی ممکن است برای برخی بازیکنان دافعه داشته باشد، اما برای کسانی که به دنبال چالش هستند، این اثر یک نقطه عطف است.
بررسی جیتیای ۴ (Grand Theft Auto IV) در سالهای اخیر کمی دشوار شده است، زیرا موفقیتهای بعدی راکاستار مانند رد دد ۲ سایه انداخته است. با این حال، باید این بازی را در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) تحلیل کرد؛ زمانی که هیچ اثر دیگری چنین محیط زنده و پرجزئیاتی را ارائه نمیداد. نیکو بلیک (Niko Bellic) و شهری که در آن زندگی میکرد، فراتر از یک بستر برای ماموریتها بود. اگرچه Grand Theft Auto V (جیتیای ۵) از نظر محتوایی کاملتر به نظر میرسد، اما جیتیای ۴ در زمان خود استانداردهایی را تعریف کرد که هنوز هم در طراحی محیطهای شهری اثرگذار است.
در دنیای نینتندو، بازی زلدا: تیرز اوف د کینگدام (The Legend of Zelda: Tears of the Kingdom) ثابت کرد که محدودیتهای سختافزاری کنسول سوییچ نمیتواند مانع از خلق یک شاهکار شود. نینتندو با اضافه کردن جزایر شناور و دنیای زیرزمینی، ابعاد تجربه بازیکن را گسترش داد. اما نوآوری واقعی در سیستم ساختوساز این بازی نهفته است که اجازه میدهد اشیاء را با هم ترکیب کرده و ابزارهای متنوع بسازید. این رویکرد، بازی را از یک تجربه اکتشافی ساده به یک محیط آزمایشگاه بزرگ تبدیل میکند که در آن هر ایدهای میتواند اجرا شود.

رد دد ریدمپشن ۲ (Red Dead Redemption 2) شاید نزدیکترین رقیب برای عنوان بهترین بازی برتر از GTA 5 باشد، چرا که ساخته همان استودیو است. راکاستار در این اثر، تمرکز خود را از اکشن سریع به سمت شبیهسازی و روایت عمیق برد. جزئیاتی مانند اسبسواری، تعاملات انسانی و سیستم کمپ، حسی از زیستن در غرب وحشی را ایجاد میکند که در هیچ بازی دیگری یافت نمیشود. مکانیکهایی مثل دد آی (Dead Eye) به بازیکن اجازه میدهد تا در لحظات حساس، کنترل بیشتری بر محیط داشته باشد. این بازی نشان داد که گاهی کند کردن ریتم بازی میتواند به افزایش غوطهوری بازیکن در داستان کمک کند.
در نهایت، زلدا: برث اوف د وایلد (The Legend of Zelda: Breath of the Wild) با نمره ۹۶٪، در صدر این فهرست قرار دارد. این بازی بسیاری از قواعد کلیشهای بازیهای جهان-باز را کنار گذاشت و بازیکن را بدون راهنماییهای مداوم به دل طبیعت پرتاب کرد. آزادی بیحدوحصر در این اثر، هسته اصلی تجربه است و باعث میشود بهترین لحظات بازی حاصل کنجکاوی و آزمون و خطای خود بازیکن باشد. با وجود شکایت برخی از سیستم دوام سلاحها، همین ویژگی باعث ایجاد حس بقا و تصمیمگیری لحظهای میشود. این اثر جادویی دارد که بهسختی قابل تکرار است و تعریف جدیدی از مفهوم آزادی در بازیها ارائه کرد.
برای گیمرهای ایرانی که سالها با آثار راکاستار بزرگ شدهاند، پذیرش این موضوع که بازیهای دیگری از نظر منتقدان نمره بالاتری گرفتهاند، شاید عجیب باشد. اما این فهرست نشان میدهد که سبک جهان-باز از یک مدل ساده «ماموریت-محور» به سمت تجربههای پیچیدهتر، فلسفیتر و آزادانهتر تکامل یافته است. در نهایت، به نظر ما در موجوجم باید منتظر ماند و دید آیا GTA VI (جیتیای ۶) میتواند دوباره استانداردها را جابهجا کند یا بازیهای این فهرست همچنان به عنوان نقاط اوج این سبک شناخته شوند.
این بازی برای کسانی که دنبال چالش هستن عالیه. مبارزه با باسها بازیکن رو به کشف مپ تشویق میکنه. البته سختی بیرحمانهاش ممکنه برای بعضیها دافعه داشته باشه.
راکاستار اینجا تمرکز رو روی شبیهسازی و روایت عمیق گذاشته. ریتم بازی کندتر شده تا غوطهوری بازیکن بیشتر بشه. جزئیاتی مثل سیستم کمپ و اسبسواری حس غرب وحشی رو منتقل میکنه.
چون قواعد کلیشهای بازیهای جهان-باز رو کنار گذاشته. آزادی بیحدوحصر توی این بازی هسته اصلی تجربهست. لحظات خوب بازی از کنجکاوی و آزمون و خطای بازیکن میاد.
پایداری کیفیت روایت در کل بازی نقطه قوتشه. روایتهای جانبیش به اندازه داستان اصلی کیفیت دارن. این بازی عناصر عمیق نقشآفرینی رو با دنیای وسیع ترکیب کرده.

دیگه اون زمانهایی که پوشیدن لباسهای مربوط به بازیها یه کار عجیب یا فقط مخصوص «گیکها» بود، خیلی وقته گذشته. حالا لباسهای گیمینگ تبدیل به یه جور استایل خاص و ترند شدن و هر کسی دوست داره علاقه خودش به دنیای بازیها رو توی تیپش نشون بده. توی همین راستا، همکاری جدید شرکت سوپرسل (Supercell) و برند معروف آدیداس (Adidas) برای معرفی کالکشن آدیداس براول استارز، دقیقاً همون چیزیه که نشون میده دنیای گیمینگ چطور داره با دنیای مد ادغام میشه. این همکاری که اولین بار توی ژوئن ۲۰۲۶ (۱۵ خرداد ۱۴۰۵) معرفی شده بود، حالا رسماً برای خرید در دسترس همه قرار گرفته.
بیشتر بخوانید
شروع سیزن K.H.A.O.S کلش رویال (Clash Royale) با معرفی هیروهای جدید و تغییرات در سیستم تکامل کارتها، متای بازی رو به طور مستقیم تحت تأثیر قرار میده. ما در موجوجم این بهروزرسانی را بررسی کردیم و متوجه شدیم که این تغییرات فقط یک تغییر ظاهری نیست و با اضافه شدن قابلیتهای جدید، استراتژیهای متداول در دکها رو به چالش میکشه و بازیکنها رو مجبور میکنه تا در نحوه مدیریت منابع و زمانبندی حملاتشون تجدیدنظر کنن.
بیشتر بخوانید
انتشار تریلر جدید بازی Genshin Impact (گنشین ایمپکت) نشان میدهد که سازندگان در حال آمادهسازی برای یک جهش بزرگ در محتوای بازی هستند. با معرفی آپدیت 7.0 Genshin Impact، بازیکنان با تغییراتی روبهرو میشوند که احتمالاً روی ساختار کلی تجربه بازی و نحوه پیشروی در دنیای آن تأثیر میگذارد. این بهروزرسانی با معرفی شخصیتهای جدید و گسترش محیطهای بازی، تلاش میکند تا استانداردهای قبلی را جابهجا کند و انگیزهای تازه برای بازگشت بازیکنان قدیمی ایجاد کند.
بیشتر بخوانید